29
داییم سال ها پیش فوت کرده. مادربزرگم خیلی به این داییم وابسته بود. در واقع بعد از اینکه فوت کرد مادربزرگمم خیلی ضعیف شد. حالا موضوعی پیش اومد که مادربزرگم حالش بد شد. امروز پرستار زنگ زده بود از ICU و گوشی رو داده بود مادربزرگم که با خالهام صحبت کنه و بهش گفته بود داییم اومده دنبالش و داره میره و ازش خداحافظی کرده. من حقیقتا خیلی قلبم گرفت.