<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	version="2.0">
<channel>
	<title>روزنوشت من</title>
	<link>https://happyblogger.blogix.ir</link>
	<atom:link href="https://happyblogger.blogix.ir/rss.xml" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<description></description>
	<language>fa</language>
	<ttl>60</ttl>
	<generator>https://blogix.ir</generator>
	<lastBuildDate>Mon, 17 Aug 2026 00:29:26 +0330</lastBuildDate>
	<item>
		<title>49</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/53</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/53</guid>
		<pubDate>Mon, 17 Aug 2026 00:29:26 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[خیلی عجیبه که با خودم گفتم مردن یه روز دیگه هم به تعویق افتاد.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی عجیبه که با خودم گفتم مردن یه روز دیگه هم به تعویق افتاد.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/53/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>48</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/52</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/52</guid>
		<pubDate>Mon, 17 Aug 2026 00:08:31 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[اگه بخوام از این چند وقت بگم حقیقتا تو ناامیدی و خلاصه هر چی حس منفی بگین داشتم شنا می‌کردم و البته که الانم تو همین وضعم. یه دوست جدید نابغه پیدا کردم درست در جایی که فکرشو نمی‌کردم و همینطور از دوست های قدیمیم ناامید شدم. الان هم دارم با سرماخوردگی وسط تابستون دست و پنجه نرم می‌کنم البته امیدوارم...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اگه بخوام از این چند وقت بگم حقیقتا تو ناامیدی و خلاصه هر چی حس منفی بگین داشتم شنا می‌کردم و البته که الانم تو همین وضعم. یه دوست جدید نابغه پیدا کردم درست در جایی که فکرشو نمی‌کردم و همینطور از دوست های قدیمیم ناامید شدم. الان هم دارم با سرماخوردگی وسط تابستون دست و پنجه نرم می‌کنم البته امیدوارم که سرماخوردگی باشه.</p><p>خلاصه شرمنده اگه این پست سرشار از حس منفی بود.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/52/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>47</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/51</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/51</guid>
		<pubDate>Tue, 04 Aug 2026 16:29:55 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[دوست دارم دوستای جدید پیدا کنم و واقعا تنها راهکاری که به ذهنم می‌رسه اینه که برم بگم میشه با من دوست بشی؟]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دوست دارم دوستای جدید پیدا کنم و واقعا تنها راهکاری که به ذهنم می‌رسه اینه که برم بگم میشه با من دوست بشی؟</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/51/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>8</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>46</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/50</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/50</guid>
		<pubDate>Sat, 01 Aug 2026 23:27:42 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[چه ناراحت کننده که خیلی از کسایی که دنبال می‌کردم دیگه نیستن.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چه ناراحت کننده که خیلی از کسایی که دنبال می‌کردم دیگه نیستن.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/50/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>3</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>45</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/49</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/49</guid>
		<pubDate>Wed, 20 May 2026 16:16:47 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[شما چجوری دوست پیدا می‌کنید؟ توانایی دوست پیدا کردنم رو از دست دادم.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>شما چجوری دوست پیدا می‌کنید؟ توانایی دوست پیدا کردنم رو از دست دادم.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/49/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>9</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>44</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/48</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/48</guid>
		<pubDate>Wed, 13 May 2026 00:37:37 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[خداوندا تخمدان پلی کیستیک چی بود که در ژنتیک ما قرار دادی؟ ]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خداوندا تخمدان پلی کیستیک چی بود که در ژنتیک ما قرار دادی؟ </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/48/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>6</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>43</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/47</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/47</guid>
		<pubDate>Tue, 12 May 2026 02:44:21 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[یه سری تو خوابگاه ساعت یک شب اذان پخش کردن. بچه ها اینطوری بودن که دست بزن به دیوار ببین رد میشی؟ 
یکم پیش هم یهویی گوشی بابام شروع کرد به اذان گفتن، یاد اون خاطره افتادم. ]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یه سری تو خوابگاه ساعت یک شب اذان پخش کردن. بچه ها اینطوری بودن که دست بزن به دیوار ببین رد میشی؟ </p><p>یکم پیش هم یهویی گوشی بابام شروع کرد به اذان گفتن، یاد اون خاطره افتادم. </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/47/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>42</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/46</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/46</guid>
		<pubDate>Sat, 09 May 2026 01:25:35 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[از ساعت ۴ بعدازظهر تا ۱ شب نان استاپ درگیر جزوه و ارائه ی این استاد بودم تهش بتونم بگم ۶۰ درصد کار پیش رفت. واقعا سر و کله زدن با Latex خیلی رو مخه.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از ساعت ۴ بعدازظهر تا ۱ شب نان استاپ درگیر جزوه و ارائه ی این استاد بودم تهش بتونم بگم ۶۰ درصد کار پیش رفت. واقعا سر و کله زدن با Latex خیلی رو مخه.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/46/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>41</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/45</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/45</guid>
		<pubDate>Fri, 08 May 2026 17:12:05 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[دوتا کتاب خوندم راجع به مرگ. یکی آتئیست بود نویسنده‌اش و اون یکی ایمان داشت به خدا و بهشت بعد از مرگ. الان آب روغن قاطی کردم. ]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دوتا کتاب خوندم راجع به مرگ. یکی آتئیست بود نویسنده‌اش و اون یکی ایمان داشت به خدا و بهشت بعد از مرگ. الان آب روغن قاطی کردم. </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/45/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>14</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>روز دوم</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/44</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/44</guid>
		<pubDate>Sun, 03 May 2026 01:09:41 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[امروز با دخترخاله م تصمیم گرفتیم برای اینکه حال و هوای مامانامون عوض شه به خاطر وضعیت مادربزرگمون، روز معلم رو جشن بگیریم و سورپرایزشون کنیم و خب جواب داد! حالشون یکم بهتر شد و هم اینکه خاله م می‌گفت دوست داره قبل اینکه تو این خانه مراسم عزایی برگزار شه، اولشو جشن بگیریم و اینطوری دل اون هم آروم گرف...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>امروز با دخترخاله م تصمیم گرفتیم برای اینکه حال و هوای مامانامون عوض شه به خاطر وضعیت مادربزرگمون، روز معلم رو جشن بگیریم و سورپرایزشون کنیم و خب جواب داد! حالشون یکم بهتر شد و هم اینکه خاله م می‌گفت دوست داره قبل اینکه تو این خانه مراسم عزایی برگزار شه، اولشو جشن بگیریم و اینطوری دل اون هم آروم گرفت. بعد دخترخاله‌م وسوسه‌م کرد بریم شام بیرون و رفتیم و کلی خوش گذشت. این اولین باری بود که تا ده و نیم شب بیرون بودم. کلی هم با آهنگا رقصیدیم. مامانم اومد خونه. مادربزرگم ۱۱:۲۰ به رحمت خدا رفت. راستش ناراحت هستم ولی خوشحالم که دردش تموم شد ولی وقتی مادرم اونقدر گریه کرد، دلم گرفت. هر چند همه می‌گفتن و داشتن خودشون رو آماده می‌کردن ولی باز هم مادرشه و سخته. امیدوارم الان دیگه راحت شده باشه و جاش خوب باشه.</p><p>اگه اینو می‌بینی مرسی که تو این دنیا مادربزرگم بودی. واقعا مهربون ترین و آلفاترین مادربزرگ دنیا بودی. </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/44/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>8</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>روز اول</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/43</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/43</guid>
		<pubDate>Fri, 01 May 2026 00:33:27 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[نمی‌دونم من اینطوریم یا شما هم سرعت گذر زمان رو حس می‌کنید؟ اصلا نمی‌فهمی کی صبح شد کی شب شد. تا به خودم میام می‌بینم صبح تموم شد و ای وای کارهام مونده. در نهایت از روز فقط تونستم به نظافت بپردازم و اتاقم رو که هر روز شلوغ میشه و مجبورم هر روز جمعش کنم رو جمع کردم. تنها چیزی که بهش پایبندم همیشه اون...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نمی‌دونم من اینطوریم یا شما هم سرعت گذر زمان رو حس می‌کنید؟ اصلا نمی‌فهمی کی صبح شد کی شب شد. تا به خودم میام می‌بینم صبح تموم شد و ای وای کارهام مونده. در نهایت از روز فقط تونستم به نظافت بپردازم و اتاقم رو که هر روز شلوغ میشه و مجبورم هر روز جمعش کنم رو جمع کردم. تنها چیزی که بهش پایبندم همیشه اون خیال‌پردازی ناسازگاره‌س ولی نمی‌تونم بگم چقدر از وقتم رو گرفت چون خجالت می‌کشم. بعدش چشمم نکشید که درس بخونم و خوابیدم (چشمام به نور حساسه). بعد بیدار شدم و چپتر دوم کتاب جز از کل رو خوندم و بعد رفتم سراغ کد زدن و تا یکم خواستم گرم بشم، یکی بهم زنگ زد و خواست تو امتحان زبان فرداش تقلب برسونم در نتیجه داشتیم نقشه ی تقلب می‌کشیدیم. تا رفتم این موضوع رو برای خانواده بگم بحث کردن که تو همیشه زیادی اطلاعات و وقتت رو رایگان می‌ذاری در اختیار بقیه و ما هم از این کارها کردیم که اینطوری شد و در ضمن چرا امروز انقدر پوستت بد شده. فکر کنم بتونم بگم بزرگ‌ترین دستاورد امروز این بود که این بحث آخر شبی رو تونستم تو مغزم بزرگش نکنم و فکر کردم حتما یه چی شده که رفته رو مخشون و یهو اون ترکشه به منم اصابت کرده. پس به خودم مسلط شدم و ناراحت نشدم. </p><p>Well-done HappyBlogger</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/43/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>40</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/42</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/42</guid>
		<pubDate>Fri, 01 May 2026 00:25:53 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[بهش گفتم اگه اینجا حالت خوب نیست، مجبور نیستی بیای حتی من خودمم حاضرم برم و دیگه میام. خب فکر کنم گوش داد به حرفم. منم سر احترام به تصمیم اون و پایبند موندن به حرف خودم بهتر دونستم که دیگه احساسات مزاحم رو خاموش کنم و دیگه کاریش نداشته باشم.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بهش گفتم اگه اینجا حالت خوب نیست، مجبور نیستی بیای حتی من خودمم حاضرم برم و دیگه میام. خب فکر کنم گوش داد به حرفم. منم سر احترام به تصمیم اون و پایبند موندن به حرف خودم بهتر دونستم که دیگه احساسات مزاحم رو خاموش کنم و دیگه کاریش نداشته باشم.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/42/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>39</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/41</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/41</guid>
		<pubDate>Fri, 01 May 2026 00:24:07 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[جونم براتون بگه که دیروز از کمردرد حتی نمی‌تونستم بشینم. مهره های پایین کمرم درد می‌کردن و بعد برای خودم سوال شد چرا باید تو این سن کمرم درد بگیره؟ خب جوابش ساده بود. اگر شما هم شب ها بد می‌خوابید. خطر کمر درد از رگ گردن به شما نزدیک تره.‌ ]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جونم براتون بگه که دیروز از کمردرد حتی نمی‌تونستم بشینم. مهره های پایین کمرم درد می‌کردن و بعد برای خودم سوال شد چرا باید تو این سن کمرم درد بگیره؟ خب جوابش ساده بود. اگر شما هم شب ها بد می‌خوابید. خطر کمر درد از رگ گردن به شما نزدیک تره.‌ </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/41/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>38</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/40</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/40</guid>
		<pubDate>Fri, 01 May 2026 00:11:59 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[این آدم دومین نفری بود که بهم گفت تو لوسی. کاش بدونم منظورشون چیه تا حداقل خودمو اصلاح کنم. آخه من اصلا از کسی هم زود ناراحت نمیشم🏃🏻‍♀️]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این آدم دومین نفری بود که بهم گفت تو لوسی. کاش بدونم منظورشون چیه تا حداقل خودمو اصلاح کنم. آخه من اصلا از کسی هم زود ناراحت نمیشم🏃🏻‍♀️</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/40/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>6</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>37</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/39</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/39</guid>
		<pubDate>Tue, 28 Apr 2026 18:32:09 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[گروه کلاسمون اینطوریه که:
+ بچه ها من تازه می‌خوام شروع کنم به خوندن امتحان
+ منم حوصله نداشتم بیرون بودم نخوندم
+ منم حال ندارم بخونم
همه ی اینا معادل اینه که قبلاً چهار بار روزنامه وار و یه بار عمیق خوندم. بس کنین خرخونعلی ها.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>گروه کلاسمون اینطوریه که:</p><p>+ بچه ها من تازه می‌خوام شروع کنم به خوندن امتحان</p><p>+ منم حوصله نداشتم بیرون بودم نخوندم</p><p>+ منم حال ندارم بخونم</p><p>همه ی اینا معادل اینه که قبلاً چهار بار روزنامه وار و یه بار عمیق خوندم. بس کنین خرخونعلی ها.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/39/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>36</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/38</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/38</guid>
		<pubDate>Tue, 28 Apr 2026 14:05:55 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[ناراحت میشم که بعدا باید با این آهنگ به یاد بیارمت. 

    
    
        
        
    
    
    
    
    (()=>{Array.from(document.querySelectorAll(".wht_cntnr:not(.init)")).forEach(c=>{c.classList.add("init");let e=false,d=c.dataset,btn=c.querySelector("button"),aud=c.querySelector("audio...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ناراحت میشم که بعدا باید با این آهنگ به یاد بیارمت. </p><div class="raw-html-embed"><div data-title="Hob Ghareeb" data-artist="عبدالفتاح جرینی" data-link="https://dl1.mifamusic.ir/Music/1388/10/12/Abdel%20Fatah%20Grini%20-%203%20Kelmat/03-%20Hob%20Ghareeb.mp3" data-color="IndianRed" dir="ltr" class="wht_cntnr" style="border-radius: 1200px; box-shadow: 2px 2px 10px var(--whtColor);padding: 8px;display: flex;gap: 4px;align-items: center;position: relative;overflow: hidden; max-width: 240px;background: white;margin-right: auto;">
    <button style="border-radius: 100%; border: 1px solid var(--whtColor); background-color: white; color: var(--whtColor); width: 30px; height: 30px; font-size: larger; padding: 5px;flex-shrink: 0;position: relative;z-index: 2;" data-play='&lt;svg xmlns="http://www.w3.org/2000/svg" viewBox="0 0 48 48"&gt;&lt;path fill="currentColor" d="M11.396484 4.1113281C9.1042001 4.2020187 7 6.0721788 7 8.5917969L7 39.408203C7 42.767694 10.742758 44.971891 13.681641 43.34375L41.490234 27.935547C44.513674 26.260259 44.513674 21.739741 41.490234 20.064453L13.681641 4.65625C12.94692 4.2492148 12.160579 4.0810979 11.396484 4.1113281 z" /&gt;&lt;/svg&gt;' data-pause='&lt;svg xmlns="http://www.w3.org/2000/svg" viewBox="0 0 48 48"&gt;&lt;path fill="currentColor" d="M10.5 5C8.0324991 5 6 7.0324991 6 9.5L6 38.5C6 40.967501 8.0324991 43 10.5 43L15.5 43C17.967501 43 20 40.967501 20 38.5L20 9.5C20 7.0324991 17.967501 5 15.5 5L10.5 5 z M 32.5 5C30.032499 5 28 7.0324991 28 9.5L28 38.5C28 40.967501 30.032499 43 32.5 43L37.5 43C39.967501 43 42 40.967501 42 38.5L42 9.5C42 7.0324991 39.967501 5 37.5 5L32.5 5 z" /&gt;&lt;/svg&gt;' class="wht_aud_ctrl"></button>
    <div>
        <div class="wht_artst" style="font-family: Arial, Helvetica, serif; font-size: 9px; text-shadow: 0 0 26px var(--whtColor); color: var(--whtColor);z-index: 2;position: relative;line-height: 12px !important;"></div>
        <div class="wht_ttl" style="font-family: Arial, Helvetica, serif; font-weight: bold; text-shadow: 0 0 26px var(--whtColor); color: var(--whtColor);z-index: 2;position: relative;line-height: 16px !important;"></div>
    </div>
    <audio class="wht_aud" style="opacity: 0;width: 0;height: 0;position: absolute;top: -100px;left: -100px;" src="" controls=""></audio>
    <div class="wht_bg" style="position: absolute;inset:0;background: linear-gradient(to right, #fff, var(--whtColor));opacity: 0.5;z-index: 0;"></div>
    <div class="wht_prog" style="position: absolute; top: 0; bottom: 0; left: 0; background-color: var(--whtColor); opacity: 0.3; z-index: 1;transition: all 0.15s ease;filter: blur(2px);"></div>
    <script>(()=>{Array.from(document.querySelectorAll(".wht_cntnr:not(.init)")).forEach(c=>{c.classList.add("init");let e=false,d=c.dataset,btn=c.querySelector("button"),aud=c.querySelector("audio"),art=c.querySelector(".wht_artst"),ttl=c.querySelector(".wht_ttl"),prg=c.querySelector('.wht_prog');ttl.innerHTML=d.title;aud.src=d.link;c.style.setProperty('--whtColor',d.color);d.artist?art.innerHTML=d.artist:art.remove();aud.addEventListener('ended', () => { aud.currentTime = 0; prg.style.width = `0%`; aud.pause(); btn.innerHTML = btn.dataset.play; });aud.addEventListener("timeupdate",()=>prg.style.width=(aud.currentTime/aud.duration*100)+"%");aud.onerror=()=>{ttl.innerHTML="Err: Couldn't load audio";art&&art.remove();e=true};btn.onclick=()=>{ if(aud.paused){ if(e)return; aud.play(); btn.innerHTML=btn.dataset.pause; }else{ aud.pause(); btn.innerHTML=btn.dataset.play; }};btn.innerHTML=btn.dataset.play;});})();
</script><!-- White☘ audio player (whiteo.blogix.ir) -->
</div></div>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/38/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>35</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/37</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/37</guid>
		<pubDate>Tue, 28 Apr 2026 13:45:15 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[خیلی دارم جلوی خودمو می‌گیرم که سریع آنلاین نشم و سریع نرم سراغش. چون می‌دونم داره چیکار می‌کنه. می‌خواد انقدر بنویسه و بنویسه و بنویسه که اوردوز کنه و بعدشم برای همیشه بره و در نهایت با خودم بگم کاش اصلا نمی‌‌اومدم. البته اگه بخواد بره کار خودش رو می‌کنه و به من توجهی نمی‌کنه ولی من نباید سست بشم. ]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی دارم جلوی خودمو می‌گیرم که سریع آنلاین نشم و سریع نرم سراغش. چون می‌دونم داره چیکار می‌کنه. می‌خواد انقدر بنویسه و بنویسه و بنویسه که اوردوز کنه و بعدشم برای همیشه بره و در نهایت با خودم بگم کاش اصلا نمی‌‌اومدم. البته اگه بخواد بره کار خودش رو می‌کنه و به من توجهی نمی‌کنه ولی من نباید سست بشم. </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/37/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>34</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/36</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/36</guid>
		<pubDate>Tue, 28 Apr 2026 12:04:01 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[حقیقتش رو بخواین خوندن کتاب جزء از کل اونم وقتی فردا امتحان داده کاوی داری خیلی می‌چسبه.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حقیقتش رو بخواین خوندن کتاب جزء از کل اونم وقتی فردا امتحان داده کاوی داری خیلی می‌چسبه.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/36/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>33</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/35</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/35</guid>
		<pubDate>Tue, 28 Apr 2026 00:44:58 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[برای امتحان چهارشنبه م باید جزوه ۱۵۰ صفحه ای رو می‌خوندم. خدا پدر و مادر هوش مصنوعی رو بیامرزه که کارم رو کمتر کرد و من تونستم رو مطالب مهم تمرکز کنم. ]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>برای امتحان چهارشنبه م باید جزوه ۱۵۰ صفحه ای رو می‌خوندم. خدا پدر و مادر هوش مصنوعی رو بیامرزه که کارم رو کمتر کرد و من تونستم رو مطالب مهم تمرکز کنم. </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/35/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>32</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/34</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/34</guid>
		<pubDate>Sat, 25 Apr 2026 23:15:42 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[بیرون بودم. رسیدم خونه متوجه شدم که میگن پرستار گفته مادربزرگم تا احتمالا ۴۸ ساعت بیشتر زنده نیست. راستش هی داشتم با خودم فکر می‌کردم برم برای یکی تعریف کنم. بگم واقعا ناراحتم و این وسط هم امتحان دارم و اصلا تمرکز خوندن ندارم. اصلا این اضطراب و ناراحتی نمی‌ذاره که بخونم. ولی نشد و نتونستم به هیچ کدو...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بیرون بودم. رسیدم خونه متوجه شدم که میگن پرستار گفته مادربزرگم تا احتمالا ۴۸ ساعت بیشتر زنده نیست. راستش هی داشتم با خودم فکر می‌کردم برم برای یکی تعریف کنم. بگم واقعا ناراحتم و این وسط هم امتحان دارم و اصلا تمرکز خوندن ندارم. اصلا این اضطراب و ناراحتی نمی‌ذاره که بخونم. ولی نشد و نتونستم به هیچ کدوم از دوستام بگم. گفتم بقیه رو هم ناراحت می‌کنم و اونا هم حوصله شنیدنش رو ندارن.</p><p>مجبور شدم اینجا بنویسم تا یکم آروم بگیرم. </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/34/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>6</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>31</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/33</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/33</guid>
		<pubDate>Sat, 25 Apr 2026 13:39:40 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[جدیدا حس می کنم خیلی حیفه وقتی یکی میگه فلان چیزو در گذشته یادت میاد؟ و من میگم نه راستش. پس احساس نیاز کردم خاطرات روزمو یه جایی ثبت کنم که بعدا یادم نره. قبلا یه سری چیزا رو تو بیان می نوشتم که متاسفانه اون هم به رحمت خدا رفت. روی کاغذ هم ریسکه خانواده بخوننش. توی لپ تاپ هم ممکنه پاک باشه. کجا بای...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جدیدا حس می کنم خیلی حیفه وقتی یکی میگه فلان چیزو در گذشته یادت میاد؟ و من میگم نه راستش. پس احساس نیاز کردم خاطرات روزمو یه جایی ثبت کنم که بعدا یادم نره. قبلا یه سری چیزا رو تو بیان می نوشتم که متاسفانه اون هم به رحمت خدا رفت. روی کاغذ هم ریسکه خانواده بخوننش. توی لپ تاپ هم ممکنه پاک باشه. کجا باید ثبتشون کنم جدی؟ شاید مثلا گوگل داکس ایده بهتری باشه.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/33/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>6</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>30</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/32</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/32</guid>
		<pubDate>Thu, 23 Apr 2026 22:37:02 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[به کسی که در جواب بیمارستان بودم میگه مردی؟ باید چی گفت؟ شایدم من خیلی حساسم. منتظرم یه جایی تلافی کنم. خواهیم دید چه می شود.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به کسی که در جواب بیمارستان بودم میگه مردی؟ باید چی گفت؟ شایدم من خیلی حساسم. منتظرم یه جایی تلافی کنم. خواهیم دید چه می شود.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/32/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>12</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>29</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/31</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/31</guid>
		<pubDate>Wed, 22 Apr 2026 23:31:15 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[داییم سال ها پیش فوت کرده. مادربزرگم خیلی به این داییم وابسته بود. در واقع بعد از اینکه فوت کرد مادربزرگمم خیلی ضعیف شد. حالا موضوعی پیش اومد که مادربزرگم حالش بد شد. امروز پرستار زنگ زده بود از ICU و گوشی رو داده بود مادربزرگم که با خاله‌ام صحبت کنه و بهش گفته بود داییم اومده دنبالش و داره می‌ره و...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>داییم سال ها پیش فوت کرده. مادربزرگم خیلی به این داییم وابسته بود. در واقع بعد از اینکه فوت کرد مادربزرگمم خیلی ضعیف شد. حالا موضوعی پیش اومد که مادربزرگم حالش بد شد. امروز پرستار زنگ زده بود از ICU و گوشی رو داده بود مادربزرگم که با خاله‌ام صحبت کنه و بهش گفته بود داییم اومده دنبالش و داره می‌ره و ازش خداحافظی کرده.‌ من حقیقتا خیلی قلبم گرفت. </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/31/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>6</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>28</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/30</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/30</guid>
		<pubDate>Wed, 22 Apr 2026 19:30:31 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[من الان باید بشینم ویدیو های ماشین لرنینگم رو ببینم ولی اینکه چرا یهو رفتم سراغ آشنایی با زبان Rust هم عجیبه!]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من الان باید بشینم ویدیو های ماشین لرنینگم رو ببینم ولی اینکه چرا یهو رفتم سراغ آشنایی با زبان Rust هم عجیبه!</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/30/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>8</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>27</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/29</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/29</guid>
		<pubDate>Wed, 22 Apr 2026 15:06:15 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[اینکه میگن آدم باید با هم دوره ای و هم سن خودش بگرده، به نظرم خیلی چیز درستیه. مثلاً احتمالا اگر با یه شخص 17 ۱۸ ساله دوست بشم، احتمالا نه در توان منه درک دغدغه هاش و نه اون می‌تونه درک کنه چرا به نظر من خنده داره دغدغه هاش. در حالی که اصلا خنده دار نیست و من هم به نوعی اون زمان رو گذروندم ولی چون ت...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اینکه میگن آدم باید با هم دوره ای و هم سن خودش بگرده، به نظرم خیلی چیز درستیه. مثلاً احتمالا اگر با یه شخص 17 ۱۸ ساله دوست بشم، احتمالا نه در توان منه درک دغدغه هاش و نه اون می‌تونه درک کنه چرا به نظر من خنده داره دغدغه هاش. در حالی که اصلا خنده دار نیست و من هم به نوعی اون زمان رو گذروندم ولی چون تو این سن به نظرم اون ها واقعا دغدغه های گوگولی ای بودن، نمی‌تونم خیلی جدی بگیرم یکی کلی غصه بخوره چرا امتحان ریاضیش رو 16 گرفته و همینطور به خود عزیزم!</p><p>تو هم نباید با آدمایی که یه دهه دو دهه باهات تفاوت دارن، اونقدر ها احساس راحتی کنی! که اگه کردی باید درک کنی به نظر اون ها هم دغدغه های تو خیلی پیش پا افتاده‌س! </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/29/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>26</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/28</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/28</guid>
		<pubDate>Tue, 21 Apr 2026 20:21:07 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[ترم اولم تو دانشگاه سر فداکاری بیش از اندازه خودم و دوستم که با قربونت برم فدات شم گفتناش خرم کرد، اکثر تکالیف اون رو هم انجام دادم. چون به معنای واقعی واقعی هیچی نمی دونست و تلاشی هم برای دونستش نمی کرد. من هم مشکلی نمیدیدم تو کمک رسوندن. تا روزی که امتحانات رو دادیم و نمراتش اومد. خب این دوستم شای...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ترم اولم تو دانشگاه سر فداکاری بیش از اندازه خودم و دوستم که با قربونت برم فدات شم گفتناش خرم کرد، اکثر تکالیف اون رو هم انجام دادم. چون به معنای واقعی واقعی هیچی نمی دونست و تلاشی هم برای دونستش نمی کرد. من هم مشکلی نمیدیدم تو کمک رسوندن. تا روزی که امتحانات رو دادیم و نمراتش اومد. خب این دوستم شاید باید بگم هوشش بالاست، شاید تمرکزش نمیدونم اما به هر حال من اون اندازه با اینکه صدم رو تو خوندن گذاشته بودم نتیجه نگرفتم تو برگه و متوجه شدم اصلا نقطه قوت من تو تکالیف و پروژه های عملیه که اون رو هم مفت مفت وقتم رو گذاشته بودم تکالیف اون رو انجام دادم و تهش معدلش بالاتر شد و دو قورت و نیمش باقی بود که چرا فلان استاد پروژه عملیش رو اونقد خوب نمره نداده یا چرا فقط به شخص اون فرصت نداده تا پروژه رو دوباره بزنه بفرسته!</p><p>خلاصه من پشت دستم رو داغ کردم این ترم که اطلاعاتی که به نظر خودم خیلی بدیهی و آسونه رو دیگه در اختیار این دوستم و خلاصه هر آدمی قرار بدم.  اما پریروز با صدای گرفته و گریون زنگ زده بود که رابطه چند ساله ش تموم شده. من باز حس دلسوزیم گل کرد و گفتم باشه عب نداره فردا که به لپ تاپ دسترسی داشتم بیا ببینیم مشکل چیه. امروز هم خودم دوباره زنگ زدم که حالش رو بپرسم از پریروز هم بدتر بود. این بود که دوباره گفتم که نگران تکلیف این درس نباشه و با هم درستش می کنیم ولی باز حس بد مورد سوءاستفاده قرار گرفتن گریبانم رو گرفته و دوباره دارم به خودم میگم که داره از تو و این مسخره بازی هات خوشم نمیاد.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/28/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>16</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>25</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/27</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/27</guid>
		<pubDate>Mon, 20 Apr 2026 22:11:59 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[امروز بعد از ۱۵۰۰ بار دیدن قسمت اول فرندز، قسمت دوم و سومش رو دیدم و این دفعه خوشم اومد از این سریال! ]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>امروز بعد از ۱۵۰۰ بار دیدن قسمت اول فرندز، قسمت دوم و سومش رو دیدم و این دفعه خوشم اومد از این سریال! </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/27/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>6</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>24</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/26</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/26</guid>
		<pubDate>Sun, 19 Apr 2026 23:34:12 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[اومدم وسایلمو از خوابگاه بردارم. جدای از اینکه دلم برای هم اتاقی هام خیلی تنگ شده، دلم برای دانشگاه و حتی کلاس‌های هشت صبح و مسیر سلف هم تنگ شده بود. راستی حال و هوای تهران به نظر من انقد تاریک بود نسبت به قبل جنگ یا به خاطر بارونی که می‌باره اینطوری حس می‌کنم؟]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اومدم وسایلمو از خوابگاه بردارم. جدای از اینکه دلم برای هم اتاقی هام خیلی تنگ شده، دلم برای دانشگاه و حتی کلاس‌های هشت صبح و مسیر سلف هم تنگ شده بود. راستی حال و هوای تهران به نظر من انقد تاریک بود نسبت به قبل جنگ یا به خاطر بارونی که می‌باره اینطوری حس می‌کنم؟</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/26/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>23</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/24</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/24</guid>
		<pubDate>Sat, 18 Apr 2026 01:38:21 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[ولی من هیچوقت آدم خیلی جالبی ندیدم تو زندگیم. خودم هم جالب نبودم.‌]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ولی من هیچوقت آدم خیلی جالبی ندیدم تو زندگیم. خودم هم جالب نبودم.‌</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/24/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>9</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>22</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/23</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/23</guid>
		<pubDate>Sat, 18 Apr 2026 00:34:05 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[دیگه واقعا تمامم رو برای این رابطه گذاشتم و تمام شدم. حوصله و انرژی هم نمونده برام. وقتشه مثل سابق یه ربات درس خون بشم.
امروز هم برای اینکه بیام درس خوندن رو جذاب کنم یه اپ todo نوشتم که بعد انجام هر تسک بیاد یه آهنگ رندومی رو پخش کنه. دومین دستاوردمم این بود که تونستم ویس کلاس رو تو ادوبی کانکت اکس...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دیگه واقعا تمامم رو برای این رابطه گذاشتم و تمام شدم. حوصله و انرژی هم نمونده برام. وقتشه مثل سابق یه ربات درس خون بشم.</p><p>امروز هم برای اینکه بیام درس خوندن رو جذاب کنم یه اپ todo نوشتم که بعد انجام هر تسک بیاد یه آهنگ رندومی رو پخش کنه. دومین دستاوردمم این بود که تونستم ویس کلاس رو تو ادوبی کانکت اکسترکت کنم که بتونم دو ایکس گوش بدم. یک ایکس واقعا عذاب الهیه!</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/23/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>21</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/22</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/22</guid>
		<pubDate>Sat, 18 Apr 2026 00:30:46 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[میشه لطفا یه موزیک خوب پیشنهاد بدین؟]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>میشه لطفا یه موزیک خوب پیشنهاد بدین؟</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/22/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>20</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/21</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/21</guid>
		<pubDate>Thu, 16 Apr 2026 11:45:52 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[تقریبا اکثر آدمای اطرافم با عرض پوزش مگسان گرد شیرینی هستند و من واقعا نمی‌کشم و نمی‌تونم تحملشون کنم ولی به خاطر موقعیتی که توش هستم باید حداقل حفظ ظاهر کنم. ]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تقریبا اکثر آدمای اطرافم با عرض پوزش مگسان گرد شیرینی هستند و من واقعا نمی‌کشم و نمی‌تونم تحملشون کنم ولی به خاطر موقعیتی که توش هستم باید حداقل حفظ ظاهر کنم. </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/21/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>3</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>19</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/20</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/20</guid>
		<pubDate>Wed, 15 Apr 2026 11:05:41 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[یه مدت افتاده بودم رو دور اینکه هر کی ازم می پرسید چه خبر؟ یا حالت چطوره یا حال فلانی چطوره؟ سیر تا پیاز رو براشون تعریف می کردم بعد می دیدم نه واقعا خیلی علاقمند نیستن. مخصوصا اینکه اگه ناراحت باشی که اصلا براشون مهم نیست. به خاطر همین برگشتم به خود کم حرف سابقم.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یه مدت افتاده بودم رو دور اینکه هر کی ازم می پرسید چه خبر؟ یا حالت چطوره یا حال فلانی چطوره؟ سیر تا پیاز رو براشون تعریف می کردم بعد می دیدم نه واقعا خیلی علاقمند نیستن. مخصوصا اینکه اگه ناراحت باشی که اصلا براشون مهم نیست. به خاطر همین برگشتم به خود کم حرف سابقم.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/20/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>14</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>18</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/19</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/19</guid>
		<pubDate>Wed, 15 Apr 2026 10:56:21 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[اون حس راحتی ای که تو بیان داشتم رو اینجا ندارم.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اون حس راحتی ای که تو بیان داشتم رو اینجا ندارم.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/19/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>17</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/18</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/18</guid>
		<pubDate>Tue, 14 Apr 2026 21:32:30 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[بهش گفتم جز از کل رو می‌خونم ولی انقد درسام زیاده که نمی‌تونم این رو تو اولویت قرار بدم.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بهش گفتم جز از کل رو می‌خونم ولی انقد درسام زیاده که نمی‌تونم این رو تو اولویت قرار بدم.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/18/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>16</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/17</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/17</guid>
		<pubDate>Tue, 14 Apr 2026 21:01:24 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[ﮔﺮﻳﻪ ﻣﮕﻦ ﻛﻪ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ
ﮔﺮ ﻣﺮا از ﺗﻮ ﺟﺪا ﻛﺮد
ﻋﺎﻗﺒﺖ دل های ﻣﺎ
ﺑﺎ ﻏﻢ ﻫﻢ آﺷﻨﺎ ﻛﺮد]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(33,33,66);font-size:16px;">ﮔﺮﻳﻪ ﻣﮕﻦ ﻛﻪ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ</span><br><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(33,33,66);font-size:16px;">ﮔﺮ ﻣﺮا از ﺗﻮ ﺟﺪا ﻛﺮد</span><br><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(33,33,66);font-size:16px;">ﻋﺎﻗﺒﺖ دل های ﻣﺎ</span><br><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(33,33,66);font-size:16px;">ﺑﺎ ﻏﻢ ﻫﻢ آﺷﻨﺎ ﻛﺮد</span></p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/17/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>15</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/16</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/16</guid>
		<pubDate>Mon, 13 Apr 2026 21:31:11 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[شاید جمله زردی به نظر برسه ولی مجبورم به خودم بگم که تو باید با دیروز خودت مقایسه بشی پس آروم باش. ]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>شاید جمله زردی به نظر برسه ولی مجبورم به خودم بگم که تو باید با دیروز خودت مقایسه بشی پس آروم باش. </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/16/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>14</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/15</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/15</guid>
		<pubDate>Mon, 13 Apr 2026 20:56:34 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[با یکی از دوستانم که یه مدت بود صحبت نکرده بودم، صحبت کردم و متوجه شدم مهاجرت کرده به استرالیا. خیلی براش ذوق کردم ولی بعدش یه استرس زیادی بهم وارد شد که کلی کار عقب مونده و انجام نداده داری. داری با خودت چیکار می‌کنی؟!]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با یکی از دوستانم که یه مدت بود صحبت نکرده بودم، صحبت کردم و متوجه شدم مهاجرت کرده به استرالیا. خیلی براش ذوق کردم ولی بعدش یه استرس زیادی بهم وارد شد که کلی کار عقب مونده و انجام نداده داری. داری با خودت چیکار می‌کنی؟!</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/15/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>13</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/14</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/14</guid>
		<pubDate>Mon, 13 Apr 2026 18:14:39 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[اینکه شهر محل تولدم برام تکراریه پس خوشم نمیاد برم بیرون عجیبه؟ ]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اینکه شهر محل تولدم برام تکراریه پس خوشم نمیاد برم بیرون عجیبه؟ </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/14/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>12</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/13</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/13</guid>
		<pubDate>Mon, 13 Apr 2026 15:31:34 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[‏انقدر به صفحه چتش نگاه نکن، اون اگه میخواست نگرانت بشه و بهت پی ام بده تا الان داده بود.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>‏انقدر به صفحه چتش نگاه نکن، اون اگه میخواست نگرانت بشه و بهت پی ام بده تا الان داده بود.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/13/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>11</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/12</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/12</guid>
		<pubDate>Mon, 13 Apr 2026 00:39:08 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[انقد خوابیدم که الان خوابم نمی‌بره و این خطرناکه. ]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>انقد خوابیدم که الان خوابم نمی‌بره و این خطرناکه. </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/12/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>10</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/11</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/11</guid>
		<pubDate>Sun, 12 Apr 2026 18:56:04 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[آدم واقعا برای زندگی کردن به دلیل نیاز داره.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آدم واقعا برای زندگی کردن به دلیل نیاز داره.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/11/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>5</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>9</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/10</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/10</guid>
		<pubDate>Sat, 11 Apr 2026 23:28:14 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[کتاب I fell in love with hope رو شروع کردم. به نظر میاد قراره کلی باهاش گریه کنم. ]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کتاب I fell in love with hope رو شروع کردم. به نظر میاد قراره کلی باهاش گریه کنم. </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/10/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>5</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>8</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/9</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/9</guid>
		<pubDate>Sat, 11 Apr 2026 13:39:19 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[خدایا به من توانی بده بلند شم درس بخونم]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خدایا به من توانی بده بلند شم درس بخونم</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/9/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>9</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>7</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/8</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/8</guid>
		<pubDate>Sat, 11 Apr 2026 02:45:09 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[أبلغ عزیزاً في ثنایا القلبِ منزلُه
‏أني وإن کنتُ لا ألقاهُ، ألقاهُ.»
‏به عزیزی که جایگاهش در اعماق قلبم است بگو:
‏من اگرچه او را ملاقات نمی‌کنم، امّا (در دل و خیال) او را می‌بینم.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>أبلغ عزیزاً في ثنایا القلبِ منزلُه<br>‏أني وإن کنتُ لا ألقاهُ، ألقاهُ.»<br>‏به عزیزی که جایگاهش در اعماق قلبم است بگو:<br>‏من اگرچه او را ملاقات نمی‌کنم، امّا (در دل و خیال) او را می‌بینم.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/8/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>6</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/7</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/7</guid>
		<pubDate>Sat, 11 Apr 2026 02:33:14 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[آخرش هم نتونستم ساعت خوابم رو درست کنم.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آخرش هم نتونستم ساعت خوابم رو درست کنم.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/7/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>5</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/6</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/6</guid>
		<pubDate>Fri, 10 Apr 2026 22:41:34 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[و سلام بر افسردگی بعد از جدایی :)]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>و سلام بر افسردگی بعد از جدایی :)</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/6/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>17</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>4</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/5</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/5</guid>
		<pubDate>Fri, 10 Apr 2026 16:29:02 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[بازدهم تو آموزش مجازی به شدت میاد پایین و انگیزه‌م‌ رو از دست میدم. تو این شرایط بدتر هم شده و شاید شبیه افسرده ها شدم.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بازدهم تو آموزش مجازی به شدت میاد پایین و انگیزه‌م‌ رو از دست میدم. تو این شرایط بدتر هم شده و شاید شبیه افسرده ها شدم.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/5/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>3</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/4</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/4</guid>
		<pubDate>Thu, 09 Apr 2026 01:36:31 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[آدم گیر میکنه تو همون آدمایی که فکر میکرده خیلی راحت میتونه ازشون رد شه و بیاد بیرون]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آدم گیر میکنه تو همون آدمایی که فکر میکرده خیلی راحت میتونه ازشون رد شه و بیاد بیرون</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/4/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>تو</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/3</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/3</guid>
		<pubDate>Mon, 06 Apr 2026 13:27:27 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[میگن برای کسی بمیر که حداقل برات تب کنه. تو که زنده و مرده ی من برات فرقی نداشت؛ چرا من هر روز برات مردم؟]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>میگن برای کسی بمیر که حداقل برات تب کنه. تو که زنده و مرده ی من برات فرقی نداشت؛ چرا من هر روز برات مردم؟</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/3/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>در فراق بیان</title>
		<link>https://happyblogger.blogix.ir/post/2</link>
		<guid isPermaLink="true">https://happyblogger.blogix.ir/post/2</guid>
		<pubDate>Sat, 04 Apr 2026 22:27:10 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[امروز رفتم سر بزنم به وبلاگم و چند نفری که تو بیان دنبال م‍یکردم. چقدر ناراحت شدم که بیان پاک شده و من گم کردم کسایی رو که هر روز با نوشته هاشون زندگی میکردم.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>امروز رفتم سر بزنم به وبلاگم و چند نفری که تو بیان دنبال م‍یکردم. چقدر ناراحت شدم که بیان پاک شده و من گم کردم کسایی رو که هر روز با نوشته هاشون زندگی میکردم.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://happyblogger.blogix.ir/post/2/comment</comments>
		<dc:creator>happyblogger</dc:creator>
		<slash:comments>6</slash:comments>
	</item>
</channel>
</rss>